![]() |
![]() |
|
|
تقدیم به استاد عزیز و گرانقدرم استاد اسمعیل خانی به سراغ من اگر مي آييد پشت هيچستانمپشت هيچستان جايي است پشت هيچستان رگ هاي هوا پر قاصدهايي است كه خبر مي آرند از گل واشده دورترين بوته خاك روي شنها هم نقشهاي سم اسبان سواران ظريفي است كه صبح به سرتپه معراج شقايق رفتند پشت هيچستان چتر خواهش باز است به سراغ من اگرمي آييد خانه ی دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید وبه انگشت نشان داد سپیداری و گفت نرسیده به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا سبز از تر است ودر آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت آبی است می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ ،سربه در می آرد پس به سمت گل تنهایی می پیچی دو قدم مانده به گل پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی وترا ترسی شفاف فرا می گیرد در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی کودکی می بینی رفته از کاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه ی نور واز او می پرسی خانه ی دوست کجاست؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت توسط (وفا) |
|
|
زندگي خالي نيست: مهرباني هست، سيب هست، ايمان هست. آري تا شقايق هست، زندگي بايد كرد
شب آرامی بود می روم در ایوان، تا بپرسم از خود زندگی یعنی چه؟ ..... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت توسط (وفا) |
|
|
آغاز سال 7034 میترائی و 3750 زرتشتی برابر با 1391 هجری بر تمام هموطنان ایرانی و خانواده عزیزشان خجسته باد به امید سرافرازی وطنمان ایران و به یاد دوستان از دست رفته که همیشه در قلبمان جای دارند. ای هموطن از هر کجای این دنیا که باشی دوستت دارم و بهترینهارا برایت آرزومندم به امید روزی که جشن آزادی را در گوشه و کنار خاک ایران زمین بر پا کنیم. جاوید ایران و ایرانی .. هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز و خجسته. سال نو آمد ای سپاس جـــان ما آسوده دار و شـــــادمان هم خـِرَد افزای و هم مهر و توان روز نــــو، امـّــید نو بر دل نشـــان گشت گرداگرد مهر تابناک ایران زمین روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین ای تو یزدان ای تو گردانندهی مهر و سپر بر ترینش کن برایم این زمان و این زمین
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت توسط (وفا) |
|
|
سپندارمذگان ایرانی مادر ولنتاین اروپایی را زنده بداریم
چند سالی است كه جوانان ایرانی روزی را گرامی میدارند به نام روز ولنتاین (والنتاین یا Valentine) و در این روز اقدام به ارائه هدیه ولنتاین به كسانی كه دوستشان دارند میكنند ، غافل از اینكه تاریخچه روز عشق ایرانی بسیار قدیمی تر از ولنتاین است. روز والنتین یا والنتاین یا ولنتاین، (روز عشاق و یا روز عشقورزی) عیدی در روز 14 فوریه (۲۵ بهمن ماه و بعضی سالها ۲۶ بهمن ماه) و در برخی فرهنگها روز ابراز عشق است. تاریخچه کامل و دقیق والنتاین در دست نیست و در این مورد حكایات متعددی نقل شده است؛ اما آنچه از پیشینه این روز میدانیم با افسانه درآمیخته است. پیشینه تاریخی ولنتاین، تنها به حدود 1700سال پیش بازمیگردد، در حالی كه رسمی بسیار قدیمتر و با شکوهتر با نام «سپندارمذگان» یا «سپندارمذ» یا اسفندگان از بیش از پنج هزار سال پیشینه در ایران برخوردار بوده و میتوان گفت، ولنتاین کپیبرداری شده این جشن باستانی ایرانی است. البته برخی نیز شیرین كاری كرده اند و از 14 فوریه تا 5 اسفند را دهه عشق نامیده گرامی میدارند! (پنجم اسفند بر مبناي تقويم باستاني ايران زمين برابر با 29 بهمن بر مبناي تقويم كنوني) هنوز نیز در برخی از گوشههای ایران زمین مانند اصفهان، پهله، ری و دیگر شهرهای ناحیه مرکز و غرب ایران، مراسم جشن اسفندگان همچون گذشته برگزار میشود، در این روز، بانوان لباس و کفش نو میپوشند، زنانی که مهربان، پاکدامن، پرهیزگار و پارسا بودهاند و در زندگی زناشویی خود فرزندان نیک را به جامعه تحویل داده، تشویق میشوند و از مردهای خود پیشکشهایی دریافت میکنند. آنها در این روز از کارهای همیشگی خود در خانه و زندگی معاف شده و مردان و پسران، وظایف جاری زنانه را در خانه به عهده میگیرند.این جشن را با نامهای جشن برزیگران هم نامیدهاند.در روز اسپندگان چند جشن با مناسکی بهخصوص برگزار میشدهاست. نخستین آنان جشن مردگیران یا جشن مژدگیران بود که ویژه زنان بود. در این روز مردان برای زنان هدیه میخریدند و از آنان قدردانی میکردند. امروزه نیز بیشترین جنبهٔ مورد تأکید در اسپندگان قدردانی از زنان است. "سپندارمذ" لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمیننماد عشق است چون با فروتنی و گذشت به همه عشق میورزد. "سپندارمذگان" جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنارهم معنا پیدا میکردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیهمیدادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت میکردند. جشن "سپندارمذگان" یا "اسفندگان"، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده است. بیایید همه ساله به جای ولنتاین در 25 بهمن ماه سپندارمذگان را در29بهمن را جشن بگیریم و به نشانه عاشقی این روز را برای عشقمان شیرین سازیم. سپندارمذگان روز مهر و مهرورزی ، روز مهر به زن ، زمین و ایران. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت توسط (وفا) |
|
|
دانشجوی تازه وارد : کسی است روز اول ورود به دانشگاه با کت و شلوار اتو کشیده و پیراهن سفید و ریش و سبیل هفت تیغه شده در انظار عموم ظاهر شود، کسی است که روبروی تالارها بایستد واز شما بپرسد : آقا ! تالار ها کجاست ؟ کسی که توی راهروی طبقه ی سوم مجتمع کلاسها از شما آدرس مجتمع کلاسها را بخواهد ، کسی که ساعت 8 صبح کلاس دارد ولی ساعت 4 صبح از خواب بیدار می شود و صبحانه نخورده خود را راس ساعت 6 به محل کلاس می رساند ، کسی که وقتی درس ریاضی 1 را گرفت ، تمامی کتابهای ریاضی موجود در بازار (لیتهلد ، سیلورمن ، توماس و ... ) را از بازار جمع آوری می کند . کسی که با کتاب فرهنگ لغت زمین شناسی سر کلاس حاضر می شود.
خورشت سبزی : نوعی خورشت عالی که بک روز پس از شنیدن صدای ماشینهای چمن زنی در سطح دانشگاه در یک صبح رویایی بعنوان نهار به خورد شما داده می شود .
دانشجو: آواره ، بی خانمان، مایوس و ناامید و در عین حال امیدوار و صاحب آرزوهای عجیب و غریب و دور دراز ، کسی که شبها تا صبح بیدار است و صبح ها تا شب خواب ، کسی که کلاسهای صبحش را به تلاقی زمان با خواب حذف کرده است ، کسی که در پایان ترم اول بیش از صد تار مو بر سر نداشته باشد ، کسی که سر کلاس یا جزوه می نویسد یا چرت می زند و یا مدام به ساعت نگاه می کند ، کسی که هر روز صبح زود سر ساعت دوازده از خواب بیدار می شود ، کسی که در پایان هر ترم تصمیم به انصراف از تحصیل می گیرد ، کسی که به شروع امتحانات روزی هزار بار تصمیم می گیرد از طبقه سوم دانشگاه با سر به پایین شیرجه بزند ولی دل و جراتش را ندارد ، کسی که صبحانه اش را موقع ناهار ، ناهارش را هنگام عصرانه و شامش را بیست دقیقه قبل از روب آفتاب می خورد .
استاد : نوع متخصصصش کمیاب است، ماشین تدریس و تصحیح ، انسانی خوش تیپ ، شیک پوش و اتو کشیده وبامحبت که همیشه لبخند میزند و درزمینه ی بریدن سر با پنبه فوق تخصص دارد . سرور وسالار ،نوع دکترشان که با دانشجوین سروکلّه می زنند ، سخنشان همان جزوه است ، سوژه طایفه دانشجو .
شماره دانشجویی : عدد ورود به دنیای نمرات شما ، کلید آبرو و حیثیت ، شماره ملی شما در دانشگاه .
مشروط: دربدری یا واحد های کمتر از چهارده ، محکوم به نصف یا قطع کمک هزینه ، اسم مفعول شرط ، تکرار آن به معنای اخراج است .
اخراجی: لیسانس ندیده ، رها ، آزاد ، عاقبت به خیر .
دانشگاه : تفرجگاه جماعت دانشجو ، کعبه آمال طایفه پشت دانشگاهی ، محلی مناسب برای جزوه دادن و جزوه ستاندن ، ممنوع الورود برای نظامی ها و واجب الورود برای سیاسی ها و خشک مقدسی ها ، پاتوق رجال و زعما ( البته در موارد خاص) ، به غلط هنوز برخی می پندارند هنوز محل دانش آموختن است ، دفتر چکنویس احزاب ،آزمایشگاه اساتید تازه وارد . جزوه : دفتر طراحی دانشجو ، کشکول مصور، آنچه گرفتنش بهترین بهانه برای شروع اولین صحبت با دوست دلخواهمان است ، اسم مستعار و شماره ، ککسیونی از شعر و یاد گاری ، تمرین امضا ، چکنویس مخارج ماهیانه ، کاریکاتور اساتید ، قلب تیر خورده و گل و بلبل،خوش خط نوشتن وتمیز نگه داشتن آن خیلی مهم است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت توسط (وفا) |
|
|
با سلام
فردا سالروز درگذشت صدای همیشه جاویدان استاد فریدون فروغی هست دوستداران اگر مایل به رفتن سر مزار استاد هستند این آدرسش هست : روستای قرقرک - تقریبا تو کیلومتر ۱۰ جاده اشتهارد - بوئینزهرا یه فرعی هست که میره سمت روستا!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت توسط (وفا) |
|
|
بر چهره ی گل نسيم نوروز خوش است
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت توسط (وفا) |
|
|
ساقی ، گل و سبزه بس طربناک شده است دریـاب که هفته دگـر خـاک شده است می نـوش و گـلی بچـین کـه تـا در نـگری گل خاک شده است سبزه خاشاک شده است
چون لاله به نوروز قدح گیر به دست با لاله رخی اگـر ترا فرصت هست می نـوش به خـرمی که این چـرخ کـبود ناگـاه تـرا چـو خـاک گـرداند پَست
دوران جهان بی می و ساقی هیچ است بی زمزمـه نـای عـراقی هیـچ است هر چند در احــوال جــهان می نگرم حاصل همه عشرت است و باقی هیچ است
امروز ترا دسترس فردا نيست و انديشه فردات به جز سودا نيست ضایع مکن این دم ار دلت بیدار است کاین باقی عمر را بقا پيدا نيست می در کف من نه که دلم در تابست وین عمر گریز پای چون سیمابست دریاب کــه آتـش جوانـی آبـست هُش دار که بیداری دولت خواب است می نوش که عمر جاودانی این است خود حاصلت از دور جوانی این است هنگام گل و مل است و یاران سرمست خوش باش دمی که زندگانی اينست
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم بهمن 1389ساعت توسط (وفا) |
|
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
|
||||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389ساعت توسط (وفا) |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت توسط (وفا) |
|
|
سلام دوستان من مدتی است که غایب بودم آخه میخواستم ازدواج کنم.از همه دوستان عذز میخوام
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت توسط (وفا) |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت توسط (وفا) |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت توسط (وفا) |
|
|
شکیبایی دردانه سینمای ایران بود
متأسفانه يكي از پديدههاي بازيگري از ميان ما رفت. او از افتخارات هنر مملكت ما بود و شايد سالهاي سال براي ظهور كسي چون او بايد منتظر باشيم. شكيبايي 50 سال خدمت كرد گوهر خیراندیش از خسرو شکیبایی به عنوان دردانه سینمای ایران یاد کرد که فقدانش برای خانواده هنر هنوز باورپذیر نیست. سالها در اداره تئاتر و همچنین در فیلم "بانو" و سریال "روزی روزگاری" همکار بودیم. صبر و شکیبایی وی در شرایط سخت فیلمبرداری قابل تحسین بود.
خرم ان نغمه كه مردم بسپارند بياد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم مرداد 1387ساعت توسط (وفا) |
|
|
سالروز ولادت باسعادت مولا علی (ع) و روز پدر مبارک باد "بهترین مردان امت من کسانی هستند که نسبت به خانواده خود خشن نباشند اهانت نکنند دلسوزشان باشند و به آنان ظلم نکنند" نکته های ظریف زندگی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت توسط (وفا) |
|
|
با سلام جملاتی در رابطه با زندگی برایتان به ارمغان آورده ام .باشد که مورد پسند واقع گردد.
در انتها سخنم را با بیتی از مولانا تمام میکنم : آدمی فربه شود از راه گـــــــوش جــانور فربه شود ازحلق ونوش |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت توسط (وفا) |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت توسط (وفا) |
|
|
باسلام خدمت شما امیدوارم حال همه شما خوب باشه.مدتیه به علت مشغله کاری نتونستم آپدیت کنم.بعد از ۴ماه پروژه در بهبهان خالا دارم میرم استراحت.موفق باشید.
ارزش انسان از منظومه: سالهاي صبوري دشتهاي آلوده ست در لجنزار گل لاله نخواهد روئيد
در هواي عفن آواز پرستو به چه كارت آيد ؟ فكر نان بايد كرد و هوايي كه در آن نفسي تازه كنيم
گل گندم خوب است گل خوبي زيباست اي دريغا كه همه مزرعه دلها را علف كين پوشانده ست هيچكس فكر نكرد كه در آبادي ويران شده ديگر نان نيست و همه مردم شهر بانگ برداشته اند كه چرا سيمان نيست و كسي فكر نكرد كه چرا ايمان نيست
و زماني شده است كه به غير از انسان هيچ چيز ارزان نيست . |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم آذر 1386ساعت توسط (وفا) |
|
|
سلام و خسته نباشید
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت توسط (وفا) |
|
|
کارو در کتاب "شکست سکوت" اینگونه آثار خود را معرفی می کند:
...بخاطر قلوب در هم شکسته انسانها! قلوب آکنده از عشق و ... بخون آغشته انسانها! بخاطر حسرت ... حسرت گمشده درامواج سرشک! سرشک سرگردان در ظلمت زندان این آثار پراکنده بوجود آمده اند! =========================== میان همه جویها. که همراه همه رودها.به دریا سرازیر میشدند.جوی کوچکی هم بود که هیچ میل سرازیر شدن به دریا را نداشت. وقتی سایر جویها پرسیدند چرا؟گفت:من هرچند در مقابل عظمت دریا بس ناچیز و خوارم!....اما من.... "گمنامی گم نشده" را بیشتر از "شهرتی گم شده" دوست دارم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت توسط (وفا) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ منتخب حقایق زیبای زندگی را در قالب واژه ها بیان میکند.
|
|
RSS
|